كاش بودي در اينجا تا رنج مرا مي ديدي . كاش بودي كه تا كجا در اسارت كركسي بي رحمم .... اين حرف او بود و اين تاكيد او ايا يك ادعاي صرف بود يا واقعيت داشت ؟ كه نه نه ميان ما پيوندي جاودانه است . هيچ قدرتي نمي تواند ان را از ميان ببرد . اين مرحله هم مي گذرد. او مي خواست بگويد من با تو هستم اما من دوباره هشدار دادم كه همه چيز در حال گذار است و سايه مبهمي نخواهد ماند و چگونه است كه تو در اين يك روز و نيم نتوانستي و او اين را گفت ايا من دروغ مي گويم /// اين سئوال من بود كه وقتي زنگ مي زني هيچ احساس در تو نيست چه داري بگويي در اين مدت .... او به طرز مبهمي داشت توجيه مي كرد و اين ادمي كه مي توانست زير سنگ هم باشد در تماس .. اما مانند هميشه از درد جسمي و روحي خودوو اين كه دوست دارم وقتي صدايم را بشنوي مرا سرشار از اميدي تازه كني ... ارامش اسرايي دل ما دراين انتظار چه مفهومي دارد. اگر تو ان بودي كه در پي هر صدايي عطري از اين همه پيوند كه من چه غمي دارم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اما خونسرد و بي خيال هميشه از كركس .... .  اره كركس بيرون رفت و گوشي دست من است ...........اما  چند لحظه بعد كه تماس مي گيرم مي بينم به شماره اش رمز داده است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!  حتي اگر در اوج صداقت باشد  كيف مي كند طرف مقابل را به ابهام بكشاند و بعد دلجويي و  .... اين كار هميشه اوست ....................دل در وسعت صداقتي بي پايان امده بود . كاش اين وسعت دل را مي ديد اين بيكرانه بي نياز مي كرد اما تو در ميانه راه به سوي ديگري رفتي ما هم با تو همراه شديم و ان شد كه در وادي تلخ غربت تنها ماندم وو  تو نشان دادي كه همه وجودت كرخه است و ادمهايي مانند من هم به هر حال به درد مي خورند........... ايا ادمي مانند تو كه دو سه در خانه اش بند نمي شود مي توان باور كرد كه از ظهر پنجشنبه تا شنبه ساعت يازده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چه كسي باور مي كند ووو  شايد وقتي به او گفتم  خدا هست و مي بيند. اما او هر چي باشد يك نشانه خوب مهرباني ها را مي تواندداشته باشد و لبخندي زد و گفت /. من چون كوهي استوار در كنارت هستم .. و در ميان ما نيلوفرانه اي شد در سلسله زلف يار هيچ كس به ملاحت يار ما نرسد.. هر چي باشد كه همه اوست در اين جهان باتو مي مانم تا بيكرانه هاي هستي . با هم به عطري در ان سوي بيكرانه دل خدا مي رويم  دام تو پاكتر باد اين مهر من اي مهتاب من اي نور پسنديده من......