برکرانه دل .... دریای عشق و زورق شکسته
اما دل در بیکرانه ای می رود به وسعت یک تامل تازه .... ابرهای سیاه و تاریک ارام ارام می روند و راه باطل فریب و نیرنگ هرگز باقی نمی ماند ... این راهی است که خلوت نیشینان می روند و از هربندی خود را رها می کنند به نیروی ایمان و عشق و دیرزمانی است که فتنه گران در وسعت هزاران ابهام خود را روسیاه می کنند و قدر ان شاخه گل محمدی را و یا رز را نی فهمند و می شد در ان زمان درک کرد که قدسیان دیگر قهر نکرده اند و همراه با ما امده بودند تا در ضیافت سحرگاهان مژده دولت عشق بدهند اما چون در این میانه دلی در تب و تاب عصری بود تا با کسی از جنس هرزه های حرام خوار ارامش گیرد ان قدسیان نیامدند . گل رزی از دست دیگرانی می گیرد تا لجن بودن خود را بداند . کار سختی نیست که کسی در لباس فریب بخواهد پرونده گناه خود را سنگین تر کند ... ما چه شانسی داشتیم که دراین میانه کار گشتیم و ندانستیم چه گرگی در لباس بره امده است و شکر او که نجاتم داد تا از این دام پر رنگ و ریا نجات یابم . می خواستم او همنیشن خلوتم شود .. ان شب ها که امده بود من به خلوت رفتم و او در تب و تب دادن پیامها به کرخه بود و در حضور ما این بود وای به حال .. دلم برای ان دیار می سوزد دیاری که می شد عطر خاک ش را توتیای چشم کرد ان روز وقتی از خواستم تا دستمان در دست هم سوگندی به وسعت همه اسمانها. در بیکرانه دل ما جاری شد . دست هایش سرد وبی رمق بود . دست های یک جسد بود. او من دران روز افتایی دیماه در ان روز که زیبایی یک حضور درمتنی تازه می توانست به زیباترین چشم اندازهای یک حس زیبا اما از ان دست های سرد و از ان روزهای اینده ووو کاش می شد عشق را در وسعت ان مرقد عارفانه برای همیشه به متن یک ابدیت برد. هدف این بود که در این دنایی که همه در کار فریبند کسی باشد که همه صداقت باشد و همه ... و چه بهایی پرداخته شد تا به صداقتی بی نظیر .. حتی در وسعت س .... اما افسوس که دریایی بیکران مهربانی ما به کسی داده شد که زورق او گوهر دریای عشق نبود جز فلس های ماهیانی که افتاب خشک کرده بود. ماهی عنبر در کنار زورق او امده بودند و او نمی دید و من در سایه سار درخت لالیک ساحل ارام وخاموش به او نگاه می کردم ...... کاش در متن نگاه
خوانده می شد عشق در راه
دل هست و او نیامد
او نیامد تا بماند در کنار
دخمه ها ..
کاش می امد به بزم
معطر می شد و
باران عشق دم به دم
همراه با اشک ملائک
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم تیر ۱۳۸۹ ساعت 10:31 توسط ناصر كاظمي
|