اما او : در اين وسعت كه همه چيز در تحولي تازه قرار دارد او  نفس راحتي مي كشد گرچه در سياسي كاري خود چنان تظاهر به نگراني مي كند كه تو فكر مي كني نكند براي او بدون تو دشوار است . اما ان سوي اين پرده .. او حالا به خودش مي گويد واي راحت شدم اين موي دماغ من بود. من عشق . دوستي نمي خواستم . من مي خواستم او را داشته باشم . براي روز هاي ..... هيچ نشانه روشني از او نبود كه نگران است . او نفهميد كه داستان امدن من براي چي بوده است . او انچه را كه ديگران با او .... همين را مي خواست . حالا همه چيز را حساب شده صورت داده بود تا من رنجيده شوم .. او داراي فكر عجيبي بود در اچراي يك سناريو....  ترديدي نيست كه حتي او اگر دران روز خود را به ندانم خواهي زد و  به هنگام مكالمه با س  و ان حرفهايي كه سرش را برباد داد .. شايد به عمد صورت داده باشد. اين كار براي او از يك جهت بسيار مهم بود كه من در جريان ماهيت واقعي اش و به طور طبيعي از او زده مي شوم و اين براي او راه باز مي شود كه  بيشتر در ان لجنزار گرفتار شود. داستان به همين سادگي بود كه مدعي شد كسي به او زنگ زده است و حرفهايي و تقاضايي دارد . اين را با من مشورت كرد. من مانند هميشه وهر كس كه احتياط كاري را مهم مي دانم از او خواستم دراين تماس ها از او  اطلاعاتي بدست اورد كه ماهيت هدفش چيست و چرا به سوي او امده است و د رحد همين  تلفن انهم بسيار مخدود باشد . و مدعي شد كه اين ادم بستني مي اورد ... به مدرسه ووو  در اين دو روزي كه حرف زديم هميشهتاكيد من اين بود كه او با احتياط قدم بردارد .

من بيشتر نگران اين بود كهيكي از همارانش شماره اين ادم ما را داده است و در اين راخ شايد بهتر بود من صادقته كمك كنم... فردايش گقفت  كه اين ادم مرتب اصرار دارد وكه ...........  و تقاضاي نامشروع دارد!!! يعني به همين راحتي و بي هيچ مقدمه اي ؟  مگه مي شه كسي .  توچي بهش گفتي  كع اين ادم ؟ دراين ميان مانند هميشه چهار تا اس ام س ساختگي داد كه بعد اشكار شد كار خودشه ...

 از ما اصررار كه جز تلفن وووو  و روز سوم اس م اسي كه از او امد اين بود كه من مي رم باهاش قرار دار!!!!!!!  چي ؟

وقتي اين پيام را داد من تا اخر كار راخواد مدر كه دراين وسعت همهع چيز در اين برناتمه ديگر هست و اين ادم نقشه دارد و برنامه هايش را ريحته اسنت مي رود به حانه اش و  .......... باقي ماجرا...

 نه كافي شاپ و نه ...   اين رابطه تا سه چهار ماه ادامه و در روزهاي اول طرف ديدكه اين ادم بدجور تشنه است و از محبت تا سكس ...  و بعترين راه براي تيغ زدن /// يك ميليبون پول ناقابل هم يهش مي دهد.

در ان زمان اين ادم مدعي بود قصد حخريد خانه را دارد  . من به اين خانك كمگ كردم . اين هم دو دستي مي رفت تقديم اين ادم مي كرد.  يهمدت گدشت .و ديد بايد پاهايش را بايد روي شانه هيا طرف . پول هم بايد بدهد.

به من دورغ كه هم چي بين مان تمام شد در حللي كه دران روز لو رفتن تماس و حرفهايي كه زده شد معبلوم شد كه اينا همه جور با هم هستند . قرار اين بود كه اين ادم در نهايت صداقت باشد. وقتي از او  سئوال كردم براي چي ميري او را ديدار كني گفت : مي خوام تموم كنم و بهش بگم كه .....

 اما واقعيت اين بود كه اين ادم در يكي از روزهاي فروردين ماه مي بيند كسي به مدرسه امد و بستمي اورد و  جواني سر به زير و ظاهرش هم خوبه ... قد بلند و با معرفت . به خودش مي گه كه اين ادم به درد من مي خوره . و در تماس هايي كه به بهانه بستني با هم دارند اين ادم سه سوت علامت خود را نشان مي دهد.  همين حرف را  طرفش مي زد كه گفت زماني كه بهش زنك زدم ديدم چه عشوه اي در صداش هست و حدس زدم اين ... هست . وقتي ديدمش  اولين برداشت من اين بود كه اين به يك اشاره مي ياد. تشنه هست و از حركاتش داد مي زنه..  و جالب است كه در اين چند سالي كه  كم و بيش در كار تور زدن زن بودم هيچ كس به راحتي اين