ازاين ادم خوب پول مي گرفتم  و به او مي دادم ببين خيانت را ؟  ب خودم گفتم از خودم كه نيست . من جون به ... نمي دانم خول شده است اين مي دهد و من به ان س مي دهم و كلي هم پز مي دهم كه در اوچ مرام هستم و لوطي ...  اس هم سرشار بود هم عشوه هايش بود و همه جور لذت از اين زن و هم پول ... از اين بهتر ؟ اس درميان دوستانش معروف بود كه شكار ميكند زنهاي ميان سال تشنه را و حتي يك ريال هم نمي دهد و بر عكس  و پول هم مي گيرد. اين زن هم در صف اول بود.. طمع كار حرفه اي كه قدرت عشوه هايش در فريب و  حالا عاشق اين س شده است كخ فكر مي كرد پسر مجرد هست و  مدعي است همه را كنار . اين ادم را انتخاب كرده است .... اين طور حرف كه مي زد اين هم همه جچيز را كي داد از گوشت تا پول .... مانند برده هم بود برايش هر وقت اراده مي كرد كنارش بايد حاضصر مي شد.سوار وانت مي شد و چرخي مي زدند و  قرار براي خلوت سكس....

اميدوار بود كه با اين كار دل طرف را ببرد .

باباش زمين خوار است و ميلياردها ثروت دارند و مرده اس و به زودي ارثيهاش تقسيم و اين قسم مي خورد كه تا اخر عمر تاميني ...........اما اين سئوال را نگرد كه چرا در يك پاركنيتگ  زندكي مي گند . اين اس ... براي فريب او  گفت كه يك پزشك زن عاشق اوست و با او هست هميشه .. وقتي دران عصر بهطور عجيبي از .وي حواسك زنگ بزند و حالش را بپرسد كه سر دردش خوب شده است يانه .. ..قتي اسم با جناق را اورد اين ادم صداش به يكباره مانند پيرزن سيگاري هشتاد ساله شد.... صداي گرفته و دو رگه

توزن داري ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  نه نه . از دهنم در رفت .

من داشتم مكالمه طرفين را گوش مي كردم ............ سرش درد گرفته بود.. اين نشانه روشني بود از نگاه او به س .. او حسادت عجيبي داشت به كساني كه شكار مي كرد و طرف زن و يا دوست دختر داشته باشد. حسابي سرش كلاه رفته بود. س با ترفند خاصي او را فريب داده بود. كه ازدواج نكرده ست.  او ادمها را كاملا براي خودش مي خواست . مطلق . و جوري رفتار مي كرد كه همه وجودش نيز براي طرف هست . در اين كار مهارت وحشتناكي داشت  انقدر حرفه اي بود كه درهمان ديدار اول كه بايد هم در خلوت خاصي باشد تا همه كارها را صورت دهد نه دركافي شاپ!!!1 كه دراين مورد اخري جريان اين بود كه طرف سر راست رفت خونه س ... كافي شاپ در كار نبود . اره . در اين خلوت رفتارهايي مي كرد كه هر كسي بود فكر مي كرداين ادم همه كسش او خواهد بود. در اين بخش بسيارحرفه اي عمل مي كرد...  استاد بود در اين كار .... بر اساس روحيات طرف برنامه هاي خود را صورت مي داد...... استاد شناخت روحيه ادم در كمتر از نيم ساعت بود.... اگر اهل عرفان بودي يه جور / اگه اهل بزم خرابات بودي  . هر چيزي كه فكرش را بكني اين ادم مانند افتاب پرست رنگ عوض مي كرد....اين مهارت را بعدا يكي از دوستانش اين طور توضيح داد:

ببين!! اين خانم از  هشت سال به اين ور به طور اتفاقي پيش يكي از دوستانش ميرود كه مي بيند دارد با كامپيوتر بد جور  تاپب مي كند و تلفنش مرتب زنگ مي خورد و  دو تا گوشي دارد... كنجكاو مي شود و ماجرا را مي پرسد كه چي هست ....

و اينجا بود كه اين ادم مشتاق مي شود كه بخت خود را براي قرباني كردن ديگران بكار گيرد. اره اين سايت هاي دوست يابي سرگرمي خوبي هستند چيز هاي خوبي هم گير مي ايد .. دوساعت كنارش نشست و ديد عجب چيزي هست اين كار!!!!  به اين راحتي ؟؟؟ اره ....

 خوب چي كار كنم // بيا اينجا و امتحان كند... يك پسره به نام سامان مي ايد  هي سلام خوبي . تاپپ مي كند...  اين ادمسلام مي كند وهي از دوستش مي پرسد چي جوري حواب بدم ....  اين شماره مي خواد بدم؟ نه زوده ..  روش هاي كار را يادش مي دهد. ناز و عشوه و نه و نه بگو تا بين طرف چي حس دارد.... اما اين ادم شماره طرف را مي گيرد و   تا شايد ....  چم وخم كار سايت  ...

مريم جان يه زحمت بكش يه ايدي براي من .....  اين هم سه سوت اين كار را مي كند و اين خانم متين و سرشار از نجابت ايلياتي وارد دنياي تازه اي مي شود... از سر كنجكاوي به ان شماره زنگ مي زند و اين كار را از باجه ... انجام مي دهد..... مي بيند واي اين طرف چه حسي دارد و چه شوقي ؟

اين هم از دوستش ياد گرفته بود كه همه چيز را با اسم غير واقعي .... اسمم سارا هست ... مشاوره روانشناسي .. چه جالب .. من يه مشكل دارم كمك مي كتي ؟ ان طرف هم يك گرگ بود چنان مخ طرف را زد و اين ادم بعدها احساس خودش را اين طور : وقتي با اين پسره حرف مي زدم احساس ارامش و اميد تاهز اي مي كردم . مرغ همسايه غاز است ............  پپسره درد دل كه تورو خدا به مدد من برس.... اين وسعت تازه اي بود از اين كار فريب و دوماه بعد وقتي داشت گوشتي را مي خورد ند با هم .... دنياي تازه اي براي اين خانم شريف ...... چه عشقي به من داشت  .. كركس كيه بابا... چه پذيرايي از من كرد. انگار ده سال جوان شدم ..... چه جالب است اين دنياي مجازي ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍... از اينجا بود كه اين زن وارد دنياي تازه اي مي شود . دنيايي كه براي او همه چيز شد. اب و نان و..... شب و روز خود را به اين كار ... اختصاص داد و به خوبي ديد كه اي بابا چه ارزشي دارد .و چه جوري برايش سر و جان مي دهند.. يك وب كم هم خريد ... در كمتر  از  سه ماه   دستاوردهاي بزرگي بدست اورد... ليستي بالا از ادمها  همه جور ... حر6فه اي تر كه شد بر اساس چارچوب جغرافياي سكونت گرفته تا شغل و موقعيت شروع به شكار كردن كرد.... اولين كار او بد جور زير دندانش مزه كرد. اولين بار بود كه اغوش عاشقانه همراه با نوازشي در خوردن همه جايش را به طور حرفه اي تجربه كرد. نهايت مهرباني و احساس را از اين طرف ديد و اين شد اغاز دوره اي هولناك در زندگي اش.. عده اي در همان شهر بودند. عده اي هم در شهرهاي مهمي چون تهران كه هر از چند گاهي نياز بود و يا ايجاب مي شد بيايداينجا...  به قول پدر گرامي و خوش برخوردش كه بايد درهر شهر خانه اي ساخت !!!!!!!  نه اينكه بسازي .. نه .. ادمش را داشته باشد انگار خونه ساختي چرا مسافرخانه اي در راه اهن كه شپش ها  اماده اند نه در هتل كه اينها پولش را ندارند... كه از اين راه مجازي... گوشت هم كه اهميتي ندارد .. به در د همين كار مي خورد و دو تا عشوه هاي زباني و رفتاري ... كه اداي عاشقان را دربياري وو واين ملت تشنه مهرباني ها  وسك......همه چيز همين است ... كركس امپراتور  كيلو چنده.... اونهم راه داره كه ازادم بزاره ......بهترين راه اين است كه مخ اين ادم ساده را با خراباتي شدن بزند..  اوايل كار سخت بود هي بالا مي اورد تهوع مانند ويار اما  مي ارزيد ... ديد چه حالي مي ده به خودش ...  وقتي با هاش دراين برنامه مي رفت گل از گل مي شكفت كركس .... پذيرايي ان چناني و قربون صدقه رفتن ..... چاي نبات و... كوه مره ..... يادش نبود كه اين كار چهره اش را داغون مي كند . اما مي ارزيد . ادمهايش كه  همان بقچه را مي خوان.... و اين حرفي كه او ووو مي زند.و من جز يك ... بقچه  گنده  چي دارم .....  همه اينها ازاين سايت بدست امد .... اين ادمي بود كه پيش از ورود به اين دنياي ..... حرف زدن بلد نبود. اما دراينجا گرگ شد. حقه بازي را اينجا..  اما دراين روند ترفند و حيله دائمي به كار برد... كركس را بايد علم مي كرد تا تو هر وقت بخواهي با او تماس نگيري ... ارايه تصويري خشن از كركس .و حساسيت بيش از حد او در مورد ارتباط او با ديگران با يك هدف بود كه ديكران حساب كار خودش را بكنند. انقدر  پليدانه اين كار را مي كرد كه تو اول فكر مي كردي واقعيت همين است اما بعدها فهميدي يك حربه است براي محدود كردن ادمهايش . زيرا او با چند نفر بود و بهترين راه اي بود هر وقت خودش لازم بود با تو در تماس مي شد انهم با عجله ... روزي  دو سه دقيقه ..... سهم تو همين بود. با پوشش هايي مانند كركس هست و  ميهمان داريم  مي رفت سراغ ديگران ...... از زماني هم كه ايران سل راه افتاد اين ادم راحت  شد زيرا با ده تومان دو تا خظ مي خريد ........  براي ادمهاي خاص خودش ....در اين ميان چيزي كه بسيار عجيب بود اين بود كه طوري با تو تا مي كرد كه اره جز تو با هيچ كس  حتي سلام عليك ندارم ... اما چي كنم كه كركس ....... . گاهي از او مي پرسيدم كه اگر اين قدر حساس است چرا  موبايل داري /// ؟؟؟؟؟؟؟؟ و او مي ماند..... اين بخشي از اين داستان كسي هست كه كارش اين بود.... اين ادم از ايلياتي هاي صحرا نشين بود .. در محيطي بسته زندگي مي كرد كه مانند برده براي شوهرش كار كني .. اما اين دنياي مجازي براي او  دنياي ارزشمندي بود كه ديد ادمها تا كجا براش مايه مي گذارند و برايش مي ميرند... عبور از خط قرمز زندگي براي او دشوار نبود.. اين كار را صورت داد كه اين جا رسيد كه ان مثل عاميانه كه اگر اين ها را توي شيشه خالي نوشابه كني كارشان را مي كنند  و همين شد كه تا ادمي مانند س تا پيشنهاد بهش داد دو روزه نشد كه رفت و خاله شد..... و ان ماجراها...  زندگي هم پشم .... كركس اشپزي اش خوب شده بود. نشستند با هم تقسيم كار كردند يك پروتكل همكاري هاي .....  اره ... بزار حال كنيم تا هر جور مي خواي باش من هم با درك ... حال مي كنم تا امورات ما بگذرد... كار ب جايي رسيد كه در اواخر ارزديبشهت ماه امسال به صراحت  پول خواست .... براي كركس پول چايي او!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! . مثل برق قاپید و پول را... گرچه بعدها اشکار شد که سهم اس هم باید داده می شد.... ان غروب وقتی کلید را انداخت تا در اپارتمان را باز کند احساس خوبی داشت  و پوزخندی زد به ... و به سادگی ادمهایش می خندید که چه گونه درحقه بازی های  او..  همه توبره و اخور و هم ....  همه جا مرتب شده بود... کسی با هزار شوق همه چیز را اماده کرده بود.... میوه های خارجی وووو  و شده بود مثل یک دختر که ناز و ادایش ....  ان روزهایی بود که دراوج کار با سروش خان بود.....  این اخری بدجور به دهنش مزه داده بود... دوستش داشت و همه جور هوایش را داشت اگرچه خرجی بر دوش او نبود. گوشت ازخودش و پول از دیگران ...... اما وقتی به متن چهره اش و اندامش نگاه کردم .. ان وووو  تردید نکردم که این ادم ان کاره هست .... پرده ها کنار می رفت . و او در وسعت تازه ای داشت ..... پول چایی برای کرکس این چشم انداز تازه ای بود..  که این ادم قدم در وسعت تازه ای در گمراهی ///... در اینده چه کسانی قربانی او خواهند شد؟؟؟؟؟؟؟؟