هر روز گامی تازه تر
همه چيز به مدد او سرشار از اميدي تازه شد . به مهرباني او بود كه از اين خواري رهايي يافتم . گويي كنار من است و من او را مي بينم . كه دارد با زيباترين دل بازي مي كند. دوباره از زيبايي هاي بودن صادقانه اش در كنار خودم به او گفته بودم . اما همه چيز معلوم بود. يك ماه و اندي گذشته بود. پس از سه روز كه سر همين بازي ها با او رابطه را قطع كردم او سرانجام پيدام كرد و چي مي كرد از دوري من و چه حسي نشان مي داد كه هر ساده دلي باورش مي شد كه او تا كجا دلدار توست دلم حس ديگري داشت ايا اين ادم اين هشدار ها جدي مي گيرد؟ بارها گفته بودم اين كارمن پيام روشني دارد . اين را جدي بگير اما مشكل در اين بود كه او مي دانست كه مي تواند با زبان بازي و حرف هاي مكارانه مرا با خود داشته باشد. كاي كه براي او يك اصل بود كه هر بار سروته كار را به هم ....
باز حرف خودم را زدم و تاكيد كردم كه داستان ما را جدي بگيرد. پاي يك نگاه اسماني هست . تا انجا پيش رفتم كه به او گفتم هر طور كه مي خواي باش اما شفاف .... دست به هر كاري كه مي زند باشد اما به صداقت ....
چنان دم از دلسوزي براي من مي زند كه مانده بودم ... باز دلم سرشار از اميدي تازه شده بود كه باشد بايد بسازم وبيشتر دركش كنم .. در حاشيه اين حرف ها از س پرسيدم .. چنان بر اشفت كه من عذر خواهي كردم ... نه نه فراموش كردم او راووووو چنان بود كه حوشحال شدم كه اين ادم ديگر دست به محفي كاري هاي مرموزانه نمي زند ..... او را مورد ستايش قرار دادم كه تا چه حد داراي ارزش انساني است كه از ادم هاي بي سرو پا گريزان است ......
يك ربع بعد باورم نشد فكر كردم دارد با من حرف مي زند. واي خداي من اين همان ادم يك ربع پيش بود كه اين ادم اين چنين دم از نفرت مي زد از او .؟ فكر مي كردم با من درد دل مي كند . اما اما گويي دارم خواب مي بينم .... اما نامردي و دنائت را را ببين كه داشت با زيباترين دل باي بي شرمانه اي مي كرد . اين راه تازه بود كه من فكر مي كردم مي تواتم به راهي قدم نهم كه براي ما يك صذداقت تازه باشد . اما از اين ادم بي شرف ايا اين انتظارمنطقي بود؟
ده دقيقه گذشت ... صداقت را ببين ..... !!!!!!!!!!!!!
كي بود؟ اها مريم بود؟؟؟؟؟؟؟؟ ترفند او اين بود كه هميشه چهار تا ادم از جنس خودش را رديف مي كرد وقتي با ادمهاي خودش حرف مي زد براي رد گم كردن ... از اين ادمها ......
خيلي خونسردانه !!!!!!!! اره ..گفت بيا مدرسه من ... و ديداري ..... با هدفمندي خاص يراي فريب و گمراه كردن من از انچه كه بدست من امده بود شروع كرد به ماست مالي كار .... اره ... مريم بود.... هر سئوالي كه كردم مرا پيچوند.....موضوع پول : پول چي؟ نه //// اها اره مريم بود گفت پول مول نياز نداري ؟
مگه يهش پول داده بودي؟ نه .... نمي دونم شايد ... با هم حساب و كتاب داريم ... انقدر طبيعي مي گفت كه من مانده بودم از اين ماست مالي حرفه اي او .. كه رد پايي نباشد و من ندانم اين با كي داشت ت حرف مي زد...
دوباره .... من سئوال بعدي .... و بعدي ... ديد راهي ندارد براي فرار از دست من ... زهر خنده اي كرد و گفت . ههههههههههههههه س بود ...
بهت گفته بودم كه اين زنك مي زنه مدرسه !!!! همين بود... بهش گفتم اگه زنگ بزني من اله بله مي كنم .....
اها پول : يك بار شام با هم مي خورديم گفت كارت من سوخته است عابر بانگ من .و من تو كيفم حدود سي هزارتومان بهش دادم .... گفتم وضع مالي من خوب نيست گفت مي خواي صد تومان بهت بدم كه گفتم نه ..............
و دل وقلوه هاي كه مي دادند اين ادم بهش التماس كه بيا الان من سر انوري هستم ببيمنت و ووووو بعد از ظهر نمي شه بيام وو يازده ونيم تا دوارده بيا دنبالم وو بريم گشتي بزنيم .......
خداي من اين ادم نيم ساعت پيش چي مي گفت؟ دست م امد كه اينها با هم بد جوري ريخته ام روي هم ... من اين ادم را مي شناختم كه با هركسي باشد چنان توي كار مي رود كه ... اما چيزي كه عجيب بود اين بود كه اين ادم دست بگيز داشت ان هم بسيارمحترمانه ....
باورش شده بود كه اندام او بي نظير است و هركسي او را دراعوش بگيرد سراپايش .... . هميشه اين را تاكيد مي كرد كه اين ادم به من گفته است تا اخر عمر تاميني .. از املاك پدرش ميلياردها ..... پول .
وقتي به ديدارم امد در چهره اش مي شد خواند چقدر خوش حال است كه طرف اين را به او گفنخه است و اين روي اين حرفش حساب باز كرده است ....اين ادم طمع كار هم كه همشه حساب و كتاب داردبراي خودش كه يك حالي به كسي مي دهد و با عشوه هايش ووو بعد طرف راچنان به خودش وابسته مي كند كه....... شروع به ريختن پول مي كند از ان طرف هم دو سه تا همكارش را به س معرفي تا بسنجد كه ايا اين س اين را دوست دارد يا انها را و اين س هم نامردي نمي كند همه را حسابي از هر جهت به فيض مي رساند و اين ادم حسود هم براي رو كم كردن دوستانش شروع مي كند به دادن پول ..... طرف هم ديد اين ادم بدجور تشسنه هست و با ان زندگي كثيفش ووو
وقتي به اين هوس بازي مانند اس بگويد واي من با كسي زندگي مي كنم كه هيچ ارامش و لذتي نمي برم تا معامله اش را كنار ووو مي گذارد ابش مي ايد و نه نوازش ووو نه وووووووووووو. با اه و ناله از بدبختي خودش كه دريايي از احساس هست و او .... سرش را روي پايي اين طرف و درد دل زنانه اش شروع وو هر كلمه براي اين شوت علي راهكاري مي شود كه از نقطه ضعف هايش بهره برداري كند....
به خودش مي گويد: چهره اش دادد مي زند كه بزار هست و اين جور كه موز مرا مي خورد ... گويي ماه هاست رنگ .. نديده است ... طرف شروع به مهرباني مي كند و كباب ؟نه نه ... براي بچه هات ... هم . بوي كباب و ريحان با نون مخصوص در كابين وانت مي پچيد . به به ... واي فدات بشم ... دستت درد نكنه وبوسه اي ....
در يك چهار راه.... اوهيييييييييييي بچه بيا اينجا .. اون گلو بده ... اره ... دو سه تا شاخه ... بيا عزيزم ووووووووووووووووووااي سروش جان شرمنده ام نكن.... نه بابا اين حرفا چيه ... تو همه كس مني ...
جون مو برات مي زارم .....
سر كوچه پياده مي شود .بي مهابا و سرشار از شجاعت .. كه .. كي به كيه . كي مي دونه اين كيه ... كركس ؟ اه اه اون كه مجوز همه كاري به من داده .....
سرفرصت اين احساس را بيان مي كند. .واي ... اين اخر مرام هست . براي من و بچه كباب درجه يك !!!!!!!!!!! گرفت / دست و دل بازه به من گفت تو كجا بودي . من حالا حس خوب زندگي را مي فهمم ووو اين ادم در دنياي كثيف و پر از لجن خود اين ادم را اضافه مي كند.. همه اسرار خودش را هم مي گويد ..............از خواستگاري براي خواهرش تا شعري كه خاله شده است ... اواز سر مي دهد ...
شنگول ... كه دران سوي ديار كسي را بازي مي دهد و اينجا هم كه جواني سرشار از احساس تازه امده است كه بي نهايت هاي عشق به من است ووو دوساعت مرا مانند گوساله ليسيده است و ان موز كجگي اش كه به جداره هاي .... ان توالت شهرداري مي خورد چه حالي مي دهد...............
تو خوشحالي ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اره ... به خاطر تو اين كار را كردم ............
دو روز نگذشته است و عزيزم بيداري گير افتادم و به كمك تو
س پيش خودش؟: از اين ادم خر تر خودشه .. هم ترتيب و هم پول ... اين تشنه سكسي و محبت اين همه جور مي شه ازش كند.... درامد هم كه داره ... و مي شه خوب ازش پول گرفت /. و داستان شروع مي شود....
وسط كار ديد اين ادم ول كن نيست . همه جور او را مي دوشد..... بهانه ها براي دور شدن ... اره صاحب خونه اش مانند گربه دم دار زل زده . جاش خوب نيست و نمي خوام باهش باشم .. خونه اش ......امنيت ندارد نمي شه حرف زد.... اما كاش بودي و مي ديدي وقتي طرف پيام داده بود كه من دوباره پول مي خواهم همه چيز دست ادم مي امد كه اين ادم شده است برده طرف ... رنگ سياه شد.و در مواقع سوتي دادن رنك او كبود مي شد... اين چهره را در ديماه سال قبل در فرودگاه ديده بودم .... .وقتي مرا درمقابل خودش ديد وا رفت ... ها اينجا ؟ اه . اومدم به استقبالت!!!!!!!!!!!!!!!!!
استقبال من!!!!!!!!!!!!!!! جن و پري خبر نداشتند من مي ايم تو از كجا؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حس ششمم به من گفت!!!!!!!!!!!!!!!!!! يه لحظه پيش خودم گفتم خدايا اين حرومزاده چي داره مي گه .....جالب است وقتي از دور ديدم زني با بچه اي داره سراسيمه مي رود يه لحطه حدس زدم كه همين ادماست هر چي زنگ زدم جواب نداد//// در حالي كه با گوشي داشت حرف مي زد كه تا قطع كرد مي ديدم و من تماش ..... همه اين ها در برابر من ئ در فاصله بيست متري ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/// خدايا اين ادم اينجا سراغ كي امده است ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اينجا اغاز يك نگاه تازه من بود به او كه اين ادم دارد در اينشهر چه جولاني مي دهد .و اما كاش بودي مي ديدي چه حوري كف او بريده بود..... خشكش زده بود وقتي مرا ديد و من جمله اي گفتم كه سوخت هه جاش
گفتم : به به به اين ورا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ گفت براي تو ؟ گفتم باز دروغ// چهره اش رنگ به رنگ مي شد ... مانند ماهي كه كسوف گرفته است!!!!!!!!!
دست پاچه شد و مراب ه خانه خواهرش
كاش كركس حساس نبود مي رفتيم خونه خودمان ................... خودش هم ن دانسا جي دارد مي گويد....................... از ان ماجرا تا اين داستان اس سه ماه طول كشيد.... چه مايه هايي گذاشتم براش تا صادق باشد واقعا به حايي رسيدم كه راضي شدم هر كاري كند اما دروغ نگويد... و خودش هم تا كجا سرشار از شادي بود كه ما به اين مرحله رسيديم.... مهم اين بود كه من گفتم اين اخرين مرحله است اگر صداقت داشته باشد اين براي من مهم است اما ديدم نهايت پنهانكاري ها را دارد....بازي بي شرمانه او حد ندارد................. همه چيز وارونه جلوه داده بود و اين ادم بي شرف ول كن اس نبود. اس كي بود. يك دوره گرد بستني فروش كه چهارتا زن هرز را سركارمي گذاشت انهايي كه با يك بستني خام مي شوند و لخت ووو اين ادم كه يال و كوپالي براي خودش درست كرده بود ازهمين قماش بود. هيچ فرقي نمي كرد.. س تا زنگ زد اين فرداش رفت خونه او در خلوت او و در همان خلوت پرونده تازه اي گشوده شد و اين ادمي كه زماني من فكر مي كردم سرشار از متانت است و مهرباني هاي صادقانه ... ديدم اين يك روسپي حرفه اي است كه به كسي نه نمي گويد. ديد كه بدجور هوس باز است و ماشيني دارد وبستني اش تامين است وو شامي و خلوتي و ليسي... حرف گوش كن ووو با مرام!!!!!!!!!!!!!! خيلي خوب است نه اس م اس و نه زنگي . هفته دو بار قرار شد با هم و اين..... قصه نا تمامي از كسي هست كه زندگي اش فريب و نيرنگ است و به هركسي كه دردامش مي افتد چنان دم از وفاداري مي زند كه تو مي ماني در حيرتي عظيم . البته زماني كه در كنار تو هست اتقدر مهارت دارد كه تو بايد ماه ها فكر كني اين ادم چه قدرتي دارد در وسعت نيرنگ خود و چه بازي هايي مي كند كه تو ... البته يكي دو ماه هم در زمينه سازي از طريق س م اس و تلفن نقش هايي را بازي مي كند كه شاخ درمي اوري در وفاي او از اين مدت كه گذشت توي اسمان هفتم هم پيدايش نمي كني پوششي به نام كركس دارد. اين قربان جادو شده كه ... هر وقت مي خواهد با ادمهايش باشي كافيست اه و ناله اي كه اي واي كركس ....... تو هم كه نيستي كه بداني راست يا دروغ مي گويد اما اگر خوب زوم كني در رفتارش و زمان اين پوشش .... همه چيز را مي فهمي مانند ان غروب سياه كه اين ادم ساعت هيجده .... به مدرسه اش رفت و سند هاي مالي .......... اما انگار مي بيني كه خودش را براي يك ديدار با ادمهايي مانند س ... مي رم خونه .. داداش كركس و در اين زمان شروع مي كند اي واي ... باطري گوشي........ تا با اين حقه .. راحت برود و دوساعتي . با اين ادم كثيف و شارلان باشد. و ممن هنوز مانده ام در سيماي اين ادم كه اولين بار ديدمش.... چه حكايت تلخي بود........................ وقتي به .... نزديك شدم بوي متعفني مي امد انگار سرم را به دهانه چاهي برده ام كه صدتا خر مرده در يك تابستان داغ ...... وقتي امد هي مي پرسيد خوشبو هست؟ اين را اول خرداد امسال گفت و راز ان را مدتي بعد كه طرفش يعني اس ظاهرا از بوي گند سوراخ هايش حالش به هم خورده بود اما ديد نه مي ارزد بماند و او را داشته باشد زيرا بد جور تشنه جوانها است . زني 37 ساله كه مست هوس بازي يك ادم 26 ساله هست ... باورش اينك اسان است كسي كه براي يك دلستر مي رود....... تا .... .قتي پنجاه هزارتومان بهش دادم بودي و مي ديدي كه..... همه چيز او پول بود.. اينك هر شب در خلوت خود حرف هايي دارم با