ان ایام
هر دیداری اگر بر اساس حس اسمانی باشد و سرشار از شوق باشد عطری دارد بهتر از گل مریم ... همه امیدم این بود که بیاید با عزیزان ....خود و وسعت تازه ای ایجاد شود. اما همه چیز نشان داد که فاصله هست و همه چیز او که دم از ما شدن می زد شعاری برای فریب بود. در ان لحظه که دست پاچه گوشی اش شد همه چیز نشان می داد که او در فصل تازه ای از پنهانکاری قرار دارد همه چیز نشان می داد که او دارد کار خودش را می کند.وقتی صبح گوشی را دیدم که همه باکس را حذف کرده است نشانه روشنی بود که باید وسعت های تازه ای را در یک ارزیابی تازه در دستورکار قرار دهم . در شب خلوت عشق همه چیز با اشکی اغاز شد عشق با کتاب اسمانی .واین احساس من بود. به قران پناه بردم . اشکی سوزناک جاری شد . روی حصیر نشستم و چشم در ایات قران ... منی که همه امیدم این بود که در نهایت یک دلی باشیم دیدم داستان چیز دیگری هست . امدند و رفتند و باید عمق بیشتری را در ارزیابی ازماهیت او .... وقتی در ان روز داشت با س حرف می زد یادش نبود که در ان سوی این کشور کسی دارد می شنوود... چه عشوه ای می داد و چه حساب و کتابی با هم داشتند و با هم بودند و قرار های انها بود. تماس ها /// نه نه سی هزار تومان هم نبود. کارتش همراهش نبود من خودم دادم ... اما در ان روز نشان می داد که پولی کهاز او گرفته است بیش از این است . و من سرانجام دریافتم که این ادم همه داده است هم پول ... یک میلبون تومان .... ان شب که داشت پتیزا می خورد رنگ و رویش پرید می دانست که باید دوباره پول بدهد .چهره اش داد می زد که بد جور به او باج می دهد و.اما به من .. اره این چقد ر رو داردکه با اینکه گفتم ... من دستم خالی هست باز ازم پول می خواهد دو روز بعد رفت بااو و در خلوت سکس وو این ادم .. وای این برای من می میرد.... اما هر چی بود من به راه دل می روم ... راهی به سوی عشق اسمانی ........................ خدا کند که او به راه دل بیاید دلم گاهی می گیرد که او خود را نشناخت ... شب قدر با وسعتی تازه امده است
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 20:53 توسط ناصر كاظمي
|